چرا زنان در بهشت از تعدد همسر محرومند ولی مردان حوریه ای ها و زنان متعدد می توانند داشته باشند؟

پرسش: چرا زنان در بهشت از تعدد همسر محرومند ولی مردان حوریه ای ها و زنان متعدد می توانند داشته باشند؟(شهید مطهری : زنان در اخرت هم باعفاف و محدود به شوهرند) درحالیکه زنان در دنیا هم محدویت به همسر واحد داشته و برای رفع نیاز جنسی تنها باید منتظر پاسخ همسر خود باشند. مگر در بهشت هم محدودیت های اخلاقی ادامه دارند؟ در احادیث امده زنان مومنه در اخرت تنها یک همسر دارند. آیا اگر زنی دوست نداشت در آخرت زن باشد میسر است؟

پاسخ: پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز همان گونه که ماهیت و حقیقت نعمت های بهشتی بسیار متفاوت از نعمت های دنیایی است ، به همین نسبت تمایلات و درخواست های بهشتیان هم ماهیتی متفاوت و متعالی دارد . به هیچ وجه نمی توان تصور کرد در مکانی که از هر نوع محدودیت و اصطکاک تمایلات و خواسته ها تهی است و حقیقت بدون هیچ ابهام و پرده ای در آن جا نمایان است ، درخواست ها و تمایلات انسان چه و چگونه خواهد بود .اصولا تفاوت اصلی جهان آخرت با دنیا در این است که حقیقت و ماهیت درونی انسان ها در آن عالم نمایان می شود . وجود انسانی و خالص بهشتیان که عاری از هر نوع پیرایه و ناخالصی و تمنیات و تمایلات غیر حقیقی و برخاسته از رذایل اخلاقی یا پیرایه های مادی است ، متجلی می گردد ؛ در نتیجه به راحتی نمی توان دانست که تمایلات و مشتهیات و درخواست های انسان بهشتی در عالمی که حقایق بی پرده نمایان شده و روح اعمال و افعال متجلی شده چیست .درنتیجه در این گونه امور نمی توان به طور قطع و یقین به پاسخ رسید . آنچه گفته می شود ، معمولا بر اساس برخی شواهد و قرائن و اموری ظنی است ؛ در هر حال در خصوص پرسش تان باید بگوییم :اگر بخواهیم بر اساس فطرت زن و تمایلاتی که زنان در این باره از خود بروز می دهند ، قضاوت کنیم، باید بگوییم چه بسا میل و اراده چند شوهری در بهشتیان باشد . زمینه این امر هم برای آنان فراهم گردد ؛ اما روشن است که این قضاوت و نتیجه گیری تنها وضعیتی است که از بروز دنیایی تمایلات زنان می بینیم ، چه بسا در قیامت که صحنه تجلی حقیقت ها باشد ، چند همسری برای زن امری نامطلوب ورنج آور بوده اصلا تمایل به این امر در وی شکل نگیرد . زنان در بهشت دارای اختیار در گزینش همسر هستند. در صورت تمایل با همسران دنیایی خود یا دیگر مردان بهشتی ازدواج می کنند، اما اگر نخواهند ، می توانند ازدواج نکرده یا با حوریان بهشتی که از جنس مردند و برای آن ها خلق شده اند، ازدواج کنند ...http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

تقدیم به مادران

تقدیم به مادران

 

در آن هنگام که به این جهان چشم گشودی تو را در آغوش کشید.تو با ناله ها و شیون هایت مانند فلوت از او قدردانی کردی.

هنگامی که یک سال بیشتر نداشتی به تو غذا می داد و تو را به حمام می برد.از او با گریه های شبانه ات قدردانی کردی.زمانی که دو ساله بودی او به تو راه رفتن می آموخت و تو با فرار کردن هنگامی که از نگرانی,تو را صدا می کرد از او قدردانی کردی.سه ساله بودی و او تمام وعده های غذایی تو را با عشق آماده می کرد و تو با پرت کردن ظرف غذایت بر روی زمین از او قدردانی کردی.وقتی چهار سال داشتی تعدادی مداد رنگی برای نقاشی به تو داد و تو با رنگ کردن میز نهارخوری از او تشکر کردی.در پنج سالگی تو را برای تعطیلات آماده کرد و لباس پوشانید و تو با افتادن در چاله ای از گِل از او قدردانی کردی.

شش ساله بودی که تو را برای رفتن به مدرسه آماده می کرد و تو با فریاد"من به مدرسه نمی روم"از او تشکر کردی.

در هفت سالگی برایت یک توپ والیبال خرید و تو با پرت کردن آن به طرف پنجره همسایه از او تشکر کردی.هنگامی که هشت ساله بودی به تو یک بستنی داد و تو با ریختن آن بر روی لباسهایت از او تشکر کردی.

در نه سالگی شهریه کلاس موسیقی ات را پرداخت و تو با زحمت تمرین ندادن به خود از او سپاسگزاری کردی.

هنگامی که ده ساله بودی در تمام طول روز رانندگی می کرد و تو را با ماشینش از کلاس فوتبال به ژیمناستیک و پس از آن به تولد دوستت می برد و تو هنگام پیاده شدن از ماشین,بیرون می پریدی و هرگز به پشت سرت نگاه نمی کردی.هنگامی که یازده سال بیش نداشتی,تو و دوستانت را به سینما می برد و تو با درخواست اینکه "لطفا در یک صندلی دیگر جدا بنشینید" از او سپاسگزاری کردی.در نوجوانی هنگامی که سیزده ساله بودی مدل مویی را پیشنهاد کرد و تو با گفتن اینکه تو سلیقه نداری از او تشکر کردی.

در پانزده سالگی از سرکار به خانه آمد و منتظر در آغوش گرفتن تو بود,با قفل کردن درب اطاق خوابت از او قدردانی کردی.در هفده سالگی انتظار تلفن را می کشید و تو با مشغول کردن تلفن در تمام طول شب از او تشکر کردی.در هیجده سالگی برای فارغ التحصیل شدن از دبیرستانت گریست و تو با بیرون ماندن ازخانه و رفتن به میهمانی های شبانه از او قدردانی کردی.در بیست سالگی از تو پرسید آیا کسی را برای زندگی آینده ات انتخاب کرده ای؟و تو با گفتن:"این کار به تو مربوط نیست" از او سپاسگزاری کردی.

وقتی بیست و چهار ساله بودی با نامزدت ملاقات کرد و در مورد برنامه های آینده تان از او سوالاتی کرد و تو با غرغر های زشت و زننده و درخواست این که "بس کنید" از او قدردانی نمودی.

در بیست و پنج سالگی در تامین مخارج ازدواجت کمکت کرد و پس از گریستن فراوان بیان کرد که عمیقا به تو عشق می ورزد و تو با رفتن به مرکز شهر و زندگی در آنجا از او قدردانی کردی.

در سی سالگی به به شما توصیه کرد بچه دار شوید و تو با گفتن "امروز همه چیز تغییر کرده است" از او قدردانی کردی.

در چهل سالگی برای یادآوری سالروز تولد یکی از بستگانت تماس گرفت و تو با گفتن این که: "سرم خیلی شلوغ است" از او تشکر کردی.

در پنجاه سالگی...سپس روزی در سکوت از دنیا رفت و آنچه تو تصور آمدنش را نداشتی مانند یک تند باد همه چیز را در هم شکست......

بیائید تنها لحظه ای از وقتمان را برای ستایش و قدردانی از آن که "مادر" صدایش می کنیم بگذاریم.هیچ جانشینی برایش وجود ندارد...

تنها یک چیز در دنیا از همسر بهتر است و آن مادر است. "فرهنگ نامه افکار مثبت"


آثار خودارضایی (جق)

احکام و قوانین شرعی اسلام در مورد عمل استمناء یا خود ارضائی
از نظر اسلام استمناء ( خودارضائی) یکی از گناهان کبیره به حساب می آید مطمئنا هر آنچه از نظر اسلام نقض شده باشد از نظر جسمانی یا روحی برای انسان مضر بوده و هست کما اینکه امروزه علم پزشکی و روانشناسی به این مهم دست یافته که اعتیاد به خودارضائی یک عمل ویرانگر میباشد. از نظر اسلام هر نوع رابظه جنسی فقط و فقط مابین زوجین تعریف شده که باز هم امروزه ثابت شده افرادی که رابطه جنسی را با افراد مختلف تجربه کرده اند در زندگی زناشوئی خو در این زمینه دچار مشکل های جدی شده تا جائی که زندگی مشترک آنها به جدائی ختم گشته پس عمل خود ارضائی هم که به نوعی یک رابطه جنسی یکطرفه میباشد گذشته از اینکه گناه کبیره محسوب می شود بسیار بسیار مخرب میباشد.

آسیب‏های اجتماعی‏ :
ناسازگاری خانوادگی، بی‏میل شدن به همسر و ازدواج ، ناتوانی در ارتباط با جنس مخالف و همسر(استمناء بعد از ازدواج )، احساس طرد شدن، از بین رفتن عزّت، پاکی، شرافت و جایگاه اجتماعی، دیر ازدواج کردن و لذت نبردن از زندگی مشترک‏ جهت آگاهی بیشتر

علت رفتار کریس رونالدو در برابر تیم صهیونیستی چه بود؟

علت رفتار کریس رونالدو در برابر تیم صهیونیستی چه بود؟

 

رونالدو گفت: اقدام ارتش [رژیم صهیونیستی]اسرائیل در قتل عام فلسطینی ها دلیل امتناع من از مبادله پیراهن با بازیکن تیم این رژیم بود.به گزارش پارس ناز تایید شد کریستیانو رونالدو، بازیساز رئال مادرید، به دلیل اقدام ارتش اسرائیل به قتل مردم فلسطین وی از تعویض پیراهن خود با بازیکنان تیم صهیونیستی، پس از پایان بازی بین 2 تیم از اسرائیل و پرتغال، در ماه مارس، در جریان مسابقات مقدماتی جام جهانی 2014 برزیل، امتناع کرده است.به گزارش "الهداف" الجزایر، وی در رختکن، در این باره به یکی از هم تیمی های خود گفته: "اصولم به من اجازه مبادله پیراهن با قاتلان را نمی دهد.

داستان کوتاه قصر بی عیب و نقص پادشاه

داستان کوتاه قصر بی عیب و نقص پادشاه

 

پادشاهی قصری زرنگار بنا کرد و سپس حکیمان و ندیمان را فرا خواند و گفت: آیا در این بنا عیبی می بینید؟

همگان زبان به تحسین گشودند و از بی عیب بودن آن کاخ گفتند، تا این که زاهدی برخاست و گفت: قصر نیکویی است اما حیف که رخنه ای در آن دیده می شود که اگر این رخنه نبود این کاخ با قصر فردوس برابر بود.

شاه گفت: کدام رخنه، من رخنه ای نمی بینم. گفت: آن رخنه را فقط عزرائیل می بیند و این رخنه برای عبور او و گرفتن جان شما ساخته شده است.


گرچه این قصر است خرم چون بهشت          مرگ بر چشم تو خواهد کرد زشت

در حوالی بساط شیطان

جالب است خوندنش ضرری نداره.....

دیروز شیطان را دیدم .در حوالی میدان، بساطش را پهن کرده بود و فریب می فروخت  .              

مردم دورش جمع شده بودند ،هیاهو می کردند و بیشتر می خواستند.                  

توی بساطش همه چیز بود :غرور ، حرص ، دروغ و خیانت ،جاه طلبی و قدرت .  هر کس چیزی می خریدو در ازایش چیزی می داد .بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و بعضی ها پاره ای از روحشان را  .بعضی ها ایمانشان را می دادند و بعضی ها ازادگی شان را .  شیطان می خندید و دهانش بوی بد جهنم می داد حالم را بهم می زد ،دلم می خواست همه ی نفتم را توی صورتش بپاشم .انگار ذهنم را خواند ،موذیانه خندید و گفت :من کاری با کسی ندارم ،فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا می کنم ،نه قیل و داد می کنم و نه سی را مجبور می کنم چیزی از من بخرد می بینی آدم ها خودشان دور من جمع شده اند .

جوابش را ندادم . آن وقت سرش را نزدیک تر آوردو گفت :البته تو با این ها فرق می کنی .تو زیرکی و مومن .زیرکی و ایمان آدم را نجات می دهد .اینها ساده اند و گرسنه .به جای هر چیزی فریب می خورند                         

از شیطان بدم می آمد ، حرف هایش اما شیرین بود . گذاشتم که حرف بزند . و او هی گفت و گفت .ساعت ها کنار بساطش نشستم . تا این که چشمم به جعبه ی عبادت افتاد  که لابه لایچیز های دیگر بود .دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم .با خودم گفتم بگذار یک بار هم شده کسی چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد                                   

به خانه آمدم و در جعبه ی کوچک عبادت را باز کردم .توی ان اما جز غرور چیزی نبود .جعبه ی عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت . فریب خورده بودم .دستم را روی قلبم گذاشتم ،نبود . فهمیدم که آنرا کنار بساط شیطان جا گذاشته ام . تمام راه را دویدم ،تمام راه را لعنتش کردم،تمام راه را خدا خدا کردم می خواستم یقه ی نامردش را بگیرم ،عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم .به میدان رسیدم.شیطان اما نبود                             

آن وقت نشستم و های های گریه کردم ،از ته دل .                        

اشک هایم که تمام شد ،بلند شدم  ،بلند شدم تا بی دلی ام را با خود ببرم ،که صدایی شنیدم ...صدای قلبم را .

پس همان جا بی اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم .به شکرانه ی قلبی که پیدا شده بود 

عرفان نظر آهاری

داستان بالا می تواند شرح حال خیلی از ما ادم ها باشد ،ادم هایی که خیلی راحت فریب می خورند ،خیلی راحت اسیر این دنیا میشوند

شمارا نمی دانم اما خودم می ترسم که نکند که خدا صدایم را نشنود ،نکند که به خاطر همین ایمان کمی که دارم مغرور شوم

نماز خواندن کار خیلی سختی نیست ،نماز خواندن واقعی سخت است و در درگاه خدا  ارزش دارد

درست تلفظ کردن کلمه ها در نماز ،درست وضو گرفتن، در مسجد و با جماعت نماز خواندن ها و... خیلی مهم است ،اما خدا به نیت دل انسان می نگرد خدا نمازی را می خواهد و می پسندد که از روی ریا نباشد ،به خاطر چشم این و ان نباشد بلکه فقط فقط مال خود خود خدا باشد

ارزو می کنم که نماز های تک تکمان به در گاه حق پذیرفته شود و آرزو می کنم که خداوند از تو بگیرد هرانچه را که تو را از خدا می گیرد.

الان دیگه دارن اذان می گن باید کم کم اماده ی نماز بشم اخه می دونید:برای هر چیز چهره ای وجود دارد و چهره ی ایمان ، نماز است .

 پیامبر اکرم (ص)  

.منتظر نظراتون هستم ........

      حرف اخرم:خدا جون خخخخخخخخخخخییییییییییییللللللللللللللییییییییییییییییی دوستت دارم.باتمام تمام وجودم! فقط تورامی خواهم ای پروردگار من! لااله الاالله،لااله الاالله،لااله الاالله! جز توهیچ نمی خواهم .  

می دانستید درصورتیکه یک رکعت نماز خوانده شود نام زیبای "احمــــــد" شکل می گیرد؟

خانمی که میمون ها بزرگش کرده اند

خانمی که میمون ها بزرگش کرده اند +تصاویر

تا به حال داستان های زیادی در مورد انسان هایی که با حیوانات زندگی می کنند شنیده ایم اما شاید جالب ترین آن ها مربوط به خانمی باشد که با میمون ها بزرگ شده است او برای اولین بار از داستان های زندگی اش گفته است.

"مارینا چپمن" خانمی انگلستانی است که بخش کودکی خود را در کنار میمون ها گذرانده است و آن ها او را بزرگ کرده اند. سال گذشته خبرهای کوتاهی از او بدست آمد اما او برای اولین بار داستان زندگی خودش را کامل گفته است.

این خانم می گوید در سال 1954 تقریبا 4 ساله بودم که در خیابان بازی می کردم و ناگهان تعدادی افراد ناشناس به اطراف من آمدند و من را داخل ماشین انداختند پس از آنکه چشمانم را باز کردم خودم را در میان جنگلی دیدم که حتی نمی دانستم کجا هست.

خانم چپمن که البته نامش را نیز بعد از نجات از جنگل انتخاب کرده است می گوید: "میمون ها بسیار عجیب بودند و وقتی من را دیدند خیلی تلاش می کردند که با من ارتباط برقرار کنم و البته من نیز اینکار را انجام دادم و ارتباط برقرار شد و آن ها از من سرپرستی کردم."

او حتی در ادامه خاطرات خود آورده است که من غذا خوردن، راه رفتن و حتی بالا رفتن از درخت را از آن ها یاد گرفتم. او همچنین اورده است که یکبار میمون ها دلدرد او را نیز با روش های خودشان حل کرده اند.

او که تاریخ دقیق به دنیا آمدنش را نمی داند احتمال می دهد که نزدیک به 63 سال سن داشته باشد. این خانم نزدیک به 10 سال نزد میمون ها بود و سپس توسط برخی افراد محلی جنگل کارابلانکا پیدا شد. او هم اکنون دو فرزند و سه نوه دارد ولی همجنان طبیعت و جنگل را خیلی بیشتر از شهر می پسندد.

منبع : باشگاه خبرنگاران

حجاب

(پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله»)

در آخر الزمان، مردانی پیدا می شوند که زنانشان در عین لباس پوشیدن لخت وعور هستند و بر سرشان چیزی همانند کوهان اشتران لاغر است، آنها عطر بهشت را نمیشنوند، انها را لعنت کنید که آنها از رحمت خدا به دور هستند



 

از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار می گردد، بی امنیّتی خانوادگی و ناموسی است، حضرت علی(علیه السلام) در این خصوص می فرمایند: «سفیان در حالی که نیزه ای در دست دارد، زنی باردار دستگیر می نماید و به یکی از یارانش می گوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را می درد و جنینش را بیرون می آورد و هیچ کس نمی تواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد.»

یکی از مسائلی که در حکومت های آخرالزّمان مطرح است، بنا بر اخباری که از معصومان(علیه السلام) وارد گردیده است، سلطه و نفوذ زنان در امور سیاسی می باشد:
امیر مؤمنان(علیه السلام) می فرماید: «... و آن هنگامی است که زن ها مسلّط شوند، کنیزان تسلّط پیدا کنند و کودکان حکومت کنند.»1
«هنگامی که زن ها بر تخت سلطنت چیره شوند و بر هر مردی چیره باشند و جز خواسته آن ها عملی نگردد.»2
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «و زنان را می بینی که به سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می اندازند.»3

? وضعیّت اقتصادی زنان در آخرالزمان
یکی از مهم ترین مشکلاتی که بشر در آخرالزّمان با آن سخت دست به گریبان است، مسائل و مشکلات اقتصادی است. نابسامانی عظیم اقتصادی در سرتاسر جهان به وقوع می پیوندد و زنان از این واقعه شوم، در امان نخواهند بود؛ بلکه بیشترین ضربه را آن ها خواهند خورد.
امام صادق(علیه السلام) در بیان نشانه های ظهور می فرمایند: «بعضی از مردان را می بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می کنند.»4
حضرت علی(علیه السلام) در بیان نشانه های ظهور می فرمایند: «زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت می نمایند.»5
امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «ظاهر می شود در آخرالزّمان که بدترین زمان هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»

? وضعیّت اجتماعی زنان در آخرالزّمان
1) عدم امنیّت برای زنان: از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار می گردد، بی امنیّتی خانوادگی و ناموسی است، این مسئله آنچنان فراگیر می شود که کمتر کسی می تواند یا می خواهد از آن جلوگیری نماید.»6
حضرت علی(علیه السلام) در این خصوص می فرمایند: «سفیانی در حالی که نیزه ای در دست دارد، زنی باردار دستگیر می نماید و به یکی از یارانش می گوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را می درد و جنینش را بیرون می آورد و هیچ کس نمی تواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد.»7
2) هبوط مسائل اخلاقی و انسانی در زنان: جامعه پیش از ظهور، جامعه ای مملوّ از فساد و بی بند و باری های اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انسان نما، آنچنان فراگیر می شود که حالت عادّی به خود می گیرد. روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نموده اند، بسیار زیاد است.
محمّد بن مسلم می گوید: به امام باقر(علیه السلام) عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(علیه السلام) فرمودند: «آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زن ها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان.»8
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «و زنان را می بینی که به سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می اندازند.»
و در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) است که فرمودند:«... در آن زمان زنان را می بینی که از بذل خود به کفّار هیچ واهمه ای ندارند.»9
امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «ظاهر می شود در آخرالزّمان که بدترین زمان هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»10
3) افزایش زنان بی سرپرست: در آخرالزّمان وضعیّت به گونه ای است که بر اثر جنگ های پی در پی، تعداد مردان کاهش چشمگیری می یابد و به همین دلیل، زنان زیادی بی سرپرست می گردند و به دنبال کسی هستند تا سرپرستی ایشان را به عهده گیرد.
رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می فرمایند: «قیامت برپا نمی شود، مگر اینکه برای پنجاه زن یک سرپرست باشد.»11

و در حدیث دیگری می فرمایند: «زمانی فرا رسد که پنجاه زن با یک مرد رو به رو شده، یکی می گوید: ای بنده خدا مرا بخر و دیگری می گوید به من پناه ده.»12
امام صادق(علیه السلام) در بیان نشانه های ظهور می فرمایند: «بعضی از مردان را می بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می کنند»
با مقایسه اخباری که در مورد زن آخرالزّمان به ما رسیده و وضعیّت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی، بین زن امروز و زن آخرالزّمان شباهت بسیاری دیده می شود. امّا این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمی توان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد، زیرا در آن زمان، زنان آگاه، عفیف و با ایمانی نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متأثّرند. امّا وضع عمومی به شکل دیگری است.13
   

پی نوشت ها:
1. کامل سلیمان، روزگار رهایی، ترجمه علی اکبر مهدی پور، ج2، ص 761 به نقل از بشاره الاسلام، صص 41 و 44.
2. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص 259.
3. همان، ص 257.
4. همان.
5. لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 428.
6. سیّده ارغوان حیدری، «زن، انتظار، ظهور»، ماهنامه شمیم یاس، سال سوم، ش 8، آبان 1382، ص 8.
7. همان، ص 9. به نقل از مقدّسی شافعی سلمی، عقدالدرر، ص 409.
8. منتخب الاثر، ص 292.
9. بحارالانوار، ج52، صص 257 و 258.
10. منتخب الاثر، ص 426.
11. «زن، انتظار، ظهور»، همان، ص 9، به نقل از احمد بن حنبل، مسند، ج3، ص 120.
12. همان، به نقل از بحارالانوار، ج52، ص 250.
13. همان.
منبع :
عصر شیعه نوشته مرضیه شریفی
تبیان

جهت تعجیل در فرج:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم


 

 


محبتی که ابراز نشد...

پیرمرد خوش برخورد و ملیحی هر از یکبار برای فروش اسباب و اثاثیه به عتیقه فروشی خیابان

(نیوهمپشایر) مراجعه می کرد. یک روز زن عتیقه فروش پس از خروج پیرمرد از مغازه به همسرش می

گوید:« دلم می خواست به پیرمرد بگویم پقدر انسان خوش برخورد و نازنینی است و چقدر از دیدنش

 روحیه پیدا می کنم.»

عتیقه فروش پاسخ می دهد:« حق با توست.این دفعه که اومد بهش بگو.»

تابستان سال بعد، دختر جوانی وارد عتیقه فروشی می شود و پس از معرفی خود به عنوان دختر همان

پیرمرد خوش برخورد و ملیح اظهار می دارد که پدرش چندی پیش دارفانی را وداع گفته است.

زن عتیقه فروش، آخرین گفت و گوی خود و همسرش را پس از خروج پیرمرد از مغازه برای او تعریف می

کند..دختر، در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده، گریه کنان می گوید:«آه، ای کاش اینو بهش می

 گفتید، چون خیلی در روحیه اش تاثیر می گذاشت.آخه یه آدمی بود که نیاز داشت اطمینان حاصل کند

که دوستش دارند.»

عتیقه فروش بعدها می گفت:« از آن روز به بعد، هر حرکت یا جنبه ای از مردم را که به نظرم خوب و

خوشآیند می آید ، به آنها ابراز می دارم. چون امکان دارد که فرصت دیگری برایم مقدور نباشد.»

 

بیایید امسال: مهرمان را تقدیم همگان کنیم.به قول کوروش: باران باش و ببار ،نپرس کاسه های خالی از

 آن کیست؟

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی           چه بسا گل بدمد باز تو در گل باشی

به سـوی او قـدمی برداریـم ...

آتشی نمى‌سوزاند ابراهیم را و دریایى غرق نمی‌کند موسى را، کودکی، مادرش او را به دست موجهاى

 نیل می‌سپارد تا برسد به خانه‌ی فرعونِ تشنه به خونَش؛ دیگری را برادرانش به چاه مى‌اندازند، سر از

خانه‌ی عزیز مصر درمی آورد. مکر زلیخا زندانیش می کند. اما عاقبت بر تخت ملک می‌نشیند.

از این قِصَص قرآنى هنوز هم نیاموختی؟! که اگر همه‌ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشندو

خدا نخواهد، نمی‌توانند او که یگانه تکیه گاه من و توست !

پس به "تدبیرش" اعتماد کن، به "حکمتش" دل بسپار، به او "توکل" کن و به سمت او قدمی بردار تا كه

قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی ...

جملات الهام بخش برای داشتن زندگی بهتر